تبليغاتX
har chi biad


har chi biad

 

                                               happy birthday my weblog

 

                                     

                    

 

Happy happy birthday baby although you're with somebody new
Thought I'd drop a line to say that I wish this happy day would find me beside you
Happy happy birthday baby no I can't call you my baby
Seems like years ago we met on a day I can't forget cause that's when we fell in love
Do you remember the names we had for each other
I was your pretty you were my baby how we could say goodbye
Hope I didn't spoil your birthday I'm not acting like a lady
So I'll close this note to you with good luck and wishes too happy happy birthday baby
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:41 توسط ZeUs| |

 تابستونه !! دوباره تو بهترین ۳ماه  سالیم   بازم خواب تا لنگه ظهر و بیدار موندن تا بوق سگ رسما همکاری صمیمانه با جغد  پست قبلی بود همش نالیدم توش که دلم فلانو بهمانو میخواد ؟  همشو به انجام رسوندم واسه کور شدن چشم نشدنا   

جمعه ۱۰۰ تا جا تعیین کردیم که با خاله اینام بریم اولش قرار شد بریم پیست بعد دوباره قهوه خونه اخرش هیش کدومو نرفتیمو  رفتیم سرکان  پسر چقد اونجا گردو هست  حیف باشه نرسیده بودن نشد بزنیم    خلاصش که ۱۲ اینا برگشتیم خونه من حس کردم الانه که موهام منفجر شه   ها راسی نگفتم !! موهامو گیس کردم ! موهای خودم + ۱رنگ نسکافه ای خیلی خوش رنگ  انقده خوشگل شد ولی حیف ...! اخه ۱ هفته بیشتر نشد طاقت بیارم شستنش خیلی سخت بود منم که عین مرغابی باید موهامو تندتند بشورم ! از اونورم ۱خواب راحت نداشتم هر طرف میچرخیدم ۱ قلمبه زیر سرم بود منم نامردی نکردمو دیشب بازشون کردم  ولی دلم خیلی سوخت  اخه بهناز طفلک تازه اونم با مامانش ۱روز موهای منو بافتن اونوقت ۱ هفته ام نشد که بازش کردم

 خداروشکر همه ی امتحانا پاس شدحتی آناتومی تا ن---- به تابستونمون  منم که انگار ۱ قرن تو قفسم به محض اخرین امتحان تا تونستم همدان گردی کردم   به قول مامان نکه زیاد درس خوندی حالا بهت فشار اومده  باید تخلیه شی  اگه کمتر میام تو نت و تو وباتون نذارین بر حسب بی معرفتی در حال تخلیه انرژیم البته فک کنم ۱هفته دیگه فسم بخوابه

         

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 21:5 توسط ZeUs| |

 

دیگه شورشو دراوردن !! اسا به درک که قطعه!مال ایرانه بیشتر از اینم ازش انتظار نمیره ! ولی اجنبیا شمادیگه چرا؟۳۶۰ بستنتون چه صیغه ایه !؟ فک کنم دیدن همه ی راهای ارتباطیو ایران داره میبنده خودش تو ضد حال زدن پیشقدم شده !!

۲شنبه امتحان اناتومی دارم الانم که جمعس فقط استخونارو خوندم تازه ۱ ذره از جمجمه مونده !! تئوریشو میشه ۱ کاری کرد ولی عملیشو چیییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

اخیرا ضد حالم که خوردیم !! جریانه انتخاباتو میگم !! بد گول مالی شدیم ! دلم واسه اونایی که بیخودی مردن میسوزه !! دانشگاهه ما که خبری نیست انگار نه انگار ولی مهندسیو پایه ترکوندن !! فک نکنم تا الان امتحان داده باشن ! برگه هاشونو پاره کردن !! گفته بودن کسایی که میخوان امتحان بدن با ۱ اتوبوسی که اونجا بوده برن دبیرستان بوعلی ! ولی بچه ها جلو اتوبوس خوابیده بودن نذاشتن حرکت کنه !! در نتیجه امتحانشون لغو شد !!

دلم کوه میخواددلم ۲۴ ساعت خواب میخواد دلم ۴۸ ساعت فیلم میخواد دلم بیرون بارفقامیخواد دلم ماشین بازی میخواد دلم شنا میخواد دلم رقص میخواد (  تو دلت نگو دلت شکر خواست بشین سره درست که من حالیم نمیشه ) نه اینکه بگم خیلی میخونما !! نه اصلا !! ولی حوصله ی همین ۵ ساعت نشستن رو درسم ندارم ! هر چی تو این چند ساله به خودم گفتم قوی باشو به خودم روحیه دادم این اواخر دارم تلافی میکنم !! واسه خودم از خودم ۱ موجود منفور ساختم !!! تازشم اپی لیدی پوسته دسو پاموخراب کرده ۷ تیرم عروسیه دختر خالمه !! به قول مامان خودتو واسه عروسی خوشگل کردی !!

بااین وجود وقتی یاد پارسالو این موقعها میفتم  ۱ نفس راحت میکشم که تموم شد !!

نه اینکه اینارو از سره غر زدن گفته باشما ! نه ! خواستم گفته باشم همین !!!

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 15:54 توسط ZeUs| |

 

کلی خستم!!!  اخه ۴۰تا دراز نشست + ۶۰تا طناب زدم ۶دورو دور زمین بسکت دوییدم اره دیگه همون تربیت بدنی ۱ پدر درار!! اونم چی ۸ صب  !! تازشم ۳ساعتم اناتومی داشتیم !! تازه با این همه ازخونه تا دانشگا پیاده اومدم!!! الانم پرو پرو اومدم نت!! یهو دلم واسه اینجا تنگ شد !!

ازایجا شروع کنم که جو دانشگا خیلی بیخود شده حراستاکچلمون کردن یعنی قشنگ سگارو بستن نگهبانارو ول کردن !! میگن جو سیاسیه !!  چندروز پیش انتخابات انجمن اسلامی بود که بهش ازادی طلبم میگن که ۱ دفعه شنیدیم بعضیا شروع کردن شعار دادن بعدش فهمیدیم که انجمن بسیج چندتا از خودشونو واسه عضو شدن تو انجمن اسلامی فرستادن(تیریپ جاسوسی) که تا روزه انتخابات معلوم نمیشه که ۱دفعه اقای ش متوجه میشه شروع میکنه فیلم گرفتن با موبایلشو بقیم میفهمن بعدش اعتراض میکنن که حراست مییاد میبرتشون از ۱ورم بسیجیا میگیرن اقای ش و میزنن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بنده نیز همچون خره تو گل تو درسا گیر کردم اخه تا ابن همه کار باحال تو دنیا هست درس میشه چی !! چند روز پیش رفتیم مرکز بهداشت بیمارستان اکباتان پیش همکار مامانه بهناز !اونم رشتش علوم ازمایش بوده بهمون کشت میکروبو یاد داد-میگفت ۴سال دانشجوییشو فقط درس خونده خودش میگفت پشیمونه که از اون دوران استفاده نکرده ( از اونجایی که من نصیحت پذیرم اگه هفته ای ۲ ساعت درس میخوندم شکرخدا الان اونم نمیخونم!!)

جمعه میخوایم با دانشگا بریم نمایشگا کتاب تهران ( شما نویایننننننن ؟) دلم واسه همتون تنگ شده اخه خیلی وقته ندیدمتون کلیم حرف دارم اما مخم یاری نمیده

 انگار پای ثانیه ها لنگ می شود
وقتی دلی برای دلی تنگ می شود

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:9 توسط ZeUs| |

 

Now I will tell you what I've done for you

اکنون به تو خواهم گفت که برایت چه کارهایی انجام داده ام

50 thousand tears I've cried

پنجاه هزار قطره اشك ريخته ام

Screaming Deceiving and Bleeding for you

فریاد زدن ، فریفتن و خونریزی (درد کشیدن ) برای تو

And you still won't hear me

و تو هنوز هم صداي مرا نخواهي شنيد

(I’m going under)

به پايين (اعماق) مي روم (سقوط مي کنم)

Don't want your hand this time I'll save myself

اين بار به كمكت نياز ندارم ، از خودم محافظت خواهم كرد

Maybe I'll wake up for once

شايد كه براي يك بار بيدار شوم

Not tormented daily defeated by you

ديگر بخاطر شکست خوردن از تو ، هر روز زجر نمي کشم

Just when I thought I'd reached the bottom

درست زماني كه گمان كردم به انتها رسيده ام

I'm dying again

من دوباره می میرم

I'm going under

به پايين مي روم

Drowning in you

و در تو غرق میشوم

I'm falling forever

برای همیشه سقوط می کنم

I've got to break through

بايد بشكنم و جلو بروم

I'm going under

من به پايين مي روم

Blurring and Stirring the truth and the lies

حقايق و دروغها ، ناواضح و تکان دهنده اند

So I don't know what's real and what's not

بنابراین نمیدانم چه چیزی واقعي ست و چه چیزی (واقعي) نیست

Always confusing the thoughts in my head

افكار درون سرم هميشه گيج كننده (مغشوش) هستند

So I can't trust myself anymore

بنابراين ديگر نمي توانم به خودم اعتماد كنم

I'm dying again

دوباره می میرم

I'm going under

به پايين مي روم

Drowning in you

و در تو غرق میشوم

I'm falling forever

برای همیشه سقوط می کنم

I've got to break through

بايد بشكنم و جلو بروم

So go on and scream

پس ادامه بده و فرياد بزن

Scream at me I'm so far away

بر من فرياد بزن اما من خيلي دور هستم

I won't be broken again

دوباره نخواهم شکست (ديگر رنج نخواهم کشيد)

I've got to breathe I can't keep going under

من بايد نفس بكشم ، نمي توانم به پايين رفتن ادامه بدهم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 21:38 توسط ZeUs| |


Design By : Night Skin